مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
239
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> از پس قتل تو اى شاه شهيد * از سرم شمر لعين معجر كشيد آتش كين كوفيان افروختهاند * خيمه ما را به آتش سوختهاند بعد قتل وغارت أموال تو * تاخت دشمن بر سر أطفال تو بس كه سيلى شمر زد بر رويشان * گشت نيلى صورت نيكويشان الغرض از كوفه تا شام خراب * گرچه ما ديديم ظلم بىحساب ليك دارم شكوهها از شهر شام * كز سر ديوار از بالاى بأم بعد از آن ويرانه باچشم پرآب * برد ما را شمر در بزم شراب آه از آن ساعت كه از روى غضب * زادهء سفيان يزيد بىادب در حضور خواهر گريان تو * چوب مىزد بر لب ودندان تو اثر طبع « اختر طوسي » پس از تو جان برادر چه رنجها كه كشيدم * چه شهرها كه نگشتم چه كوچها كه نديدم به سخت جانى خود اين قدر نبود گمانم * كه بىتو زنده ز دشت بلا به شام رسيدم برون نمود در آن دم چه شمر پيراهنت را * به تن ز پنجهء غم جامه هر زمان بدريدم چه ماه چهارده ديدم سر تو را به سر نى * هلال وار ز بار مصيبت تو خميدم زدم به چوبهء محمل آن زمان كه سر نى * به نوك نيزهء خولى سر چو ماه تو ديدم ز تازيانه وطعن سنان وطعنه دشمن * ديگر ز زندگى خويش گشت قطع اميدم شدم چه وارد بزم يزيد بازوى بسته * هزار مرتبه مرگ خود از خدا طلبيدم وله ايضاً ز بعد قتل برادرم فكار شد زينب * تنش ز بار مصيبت نزار شد زينب ز جور شمر ستمكار بسته بازويش * به ريسمان ستم استوار شد زينب ز فرط كينه آن شوم بدشعار شرير * برهنهپاى روانروى خوار شد زينب به گاه رفتن كوفه به دشت كرببلا * به پشت ناقة عريان سوار شد زينب چه باگروه أسيران به كوفه داخل گشت * غمش مزيد وهمش بىشمار شد زينب چه ديد خنده زنان آن گروه بىدين را * قرين گريه چه ابر بهار شد زينب سر برادر خود را چه ديد بر سر نى * دلش به سينه ز غم بىقرار شد زينب چنان ز غصه سرش را به چوب محمل زد * كه خون سر ز رخش آشكار شد زينب به نزد ابن زيادش چه برد شمر لعين * قرين آه وغم وسوگوار شد زينب نداشت مقنعهاى چون به فرق أنور خويش * ز أهل كوفه بسى شرمسار شد زينب بگفت زادهء مرجانه آنچه خواست به وى * به آن لعين قسىدل دچار شد زينب به نالهء اختر طوسي از آن دمى كه به دهر * پس از عزيزي بسيار خوار شد زينب بالجملة ، تا سه روز كار به اين منوال بود . ناله وافغان أهل بيت از آسمان درگذشت . در آن حال نعمان بن -